ایرانیان و همسایگان آنان

مادها

 ایرانیان و همسایگان آنان

قبایل ایرانی در هنگام مهاجرات به ایران و تا مدتها پس از سکونت در این سرزمین مستقل از یکدیگر می زیستند  . آنان برای خویش دارای سرزمینیقوم ماد بودند و فرمانروایی از آن خود داشتند . وجه اشتراک آنها ، فقط در فرهنگ و معتقدات بود . این فرهنگ و معتقدات آنان را از دیگر اقوام آریایی جدا می ساخت . به عنوان مثال انها با سکاها که دسته ای از اقوام آریایی بودند ، معتقدات متفاوتی داشتند . سکاها که به تعلیمات زرتشت ایمان نیاورده بودند ، همچنان به معتقدات قبلی آریائیها عمل می کردند ، بخصوص دسته ای از آنها که تورانی نامیده می شدند با پیروان زرتشت جنگهای بسیاری کردند و زرتشت نیز به دست همین قوم کشته شد .

با ورود اقوام ایرانی به فلات ایران ، آنان مدتها درگیر جنگ با ساکنان قدیمی این سرزمین بودند ، اما به تدریج با یکدیگر آشنا و همنشین شدند .

این آشنایی و همنشینی هنگامی صورت گرفت که ایرانیان به عنوان نیروی غالب و پیروز در فلات ایران ساکن شده بودند . از آن پس ایرانیان به تدریج با دستاوردهای تمدنی و فرهنگی اقوام قدیمی ساکن در ایران آشنا شدند . از میان این اقوام ، ایلامیها به دلیل پیشرفتهای فرهنگی و تمدنی بسیار که داشتند از اهمیت بیشتری برخوردار بودند . در نتیجه پس از مدتی ایرانیان خط ، کشاورزی و شهرسازی را از آنان فرا گرفتند . یکی از علل تحول جامعه آریایی از زندگی شبانی به زندگی کشاورزی و تلاشهای زرتشت در این مورد ، آشنایی ایرانیان با تمدن و فرهنگ اقوام قدیمی ساکن در ایران بود .

با استقرار آریائیها در فلات ایران ، آنان با اقوامی که در سرزمین های اطراف زندگی می کردند نیز همسایگان فلات ایران در هنگام استقرار آریائیها ، آشوریان و کلدانی ها بودند . در نتیجه تماس با اقوام مجاور فلات ایران ، بخصوص اقوام که در کنار رودخانه هایی چون سیحون و جیحون و نیز دجله و فرات زندگی می کردند ، در فرهنگ و معتقداد ایرانیان تغیراتی رخ داد . چنانکه به تدریج اعتقاد به آناهیتا رواج یافت . در همین حال زرتشت در اندیشه های خود ، آناهیتا را یکی از ایزدان زیر دست اهورامزدا قرار داد .

  چگونیگ تاسیس مادو قدرت یافتن آن

قبایل ایرانی با همسایگان خود در خارج از فلات ایران تنها روابط تمدنی نداشتند بلکه جنگ و تهاجم نیز نیز بارها میان آنان رخ می داد . کوهستانهای شمال غربی ایران بیش از هر جای ایران دستخوش تهاجم بود . در این قسمت از گذشته های دور اقوامی ساکن گردید . همسایه غربی این منطقه دولت آشور بود که پی در پی برده و سنگهای معدنی به آنجا هجوم می آورد . تنها راهی که در پیش روی ساکنان کوهای زاگرس قرار داشت پناه گرفتن در کوخستان و اتحاد با یکدیگر بود . چنانکه پیش از این ، گوتی ها و لولوبی ها نیز برای مقابله با مهاجمان متحد شده بودند . اما این اتحاد ، گستذدگی و قدرت فراوانی نداشت بنابراین لازم بود اتحاد بزرگتری تشکیل گردد .

در حدود سال هزار ق. م . دولت اورارتو نیز مانند دولت آشور به کوهستانهای شمال غربی ایران چشم طمع دوخت . در نتیجه سالیان متمادی میان آن دو جنگ در گرفت و فرصتی به دست آمد تا تعدادی از قبایل سامن در شمال غرب ایران اتحادیه ای تشکیل دهند که به اتحادیه ماننایی موسوم شده است . اتحادیه ماننایی برای مدتی توانست موقعیت خود را حفظ کند اما سرانجام در زیر ضربات اشوریان کمر خم نمود .

تجربه اتحادیه ماننا به وسیله قبایل ماد مورد استفاده قرار گرفت و اتحادیه ای تاسیسقوم ماد گردید . که به مراتب وسیع تر و قدرتمند تر بود . در این اتحادیه قبایل ماد حتی از همراهی قبایل غیر آریایی نیز استقبال کردند . مقابله با تهاجمات آشوریان برایشان ضرورتی حیاتی یافته بود . زیرا آشوریان در هر هجوم هر آنچه را می یافتند به غارت می بردند ، خانه ها را ویران و مردمان را اسیر می کردند و یا می کشتند . کسی که هدایت قبایل ماد را به سوی وحدت بر عهده داشت دیاامو نام داشت .

او از روسای طوایف بود و کدخدایی روستای خویش را بر عهده داشت . چنانکه گفته شده است او بواسط انصافی که در داوریهای خویش نشان می داد مورد توجه مردمان قرار گرفت ، در نتیجه روسای طوایف و قبایل او را فرمانروای خود نمودند .

تشکیل اتحادیه قبایل ماد و بنیانگذاری دولت توسط آنان ، آشوریان را بر آن داشت که بر شدت حملات خود بر کوهستانهای شمال غربی ایران بیفزایند زیرا قدرت یافتن این اتحادیه می توانست برای آشور اسباب دردسر و خطر را فراهم سازد . در مقابل مادها برای آمادگی بیشتر در برابر تهاجمات ، دژ هگمتانه را ساختند . مادها قبلا نیز از دژهایی که در ارتفاعات می ساختند برای دفاع بهره می بردند لیکن دژ هگمتانه دارای دیوارهای متعدد و توان دفاعی بیشتری بود .

این دژ که در محل شهر کنونی همدان قرار داشت مرکز دولت ماد به شمار می آمد و جایی بود که مادها دیااکو را بر خود به فرمانروایی شناختند .

دیااکو که در حدود سال 708 ق . م به فرمانروایی مادها رسیده بود قریب پنجاه سال حکومت کرد و در این مدت تمام مساعی او صرف حفظ موجودیت اتحادیه ماد در برابر تهاجمات آشوریان گردید .

پسر و جانشین دیااکو ، خشثریتی ( فرورتیش ) نام داشت . او از درگیری های آشور در بین النهرین و نواحی اطراف آن ، برای توسعه قدرت و قلمرو ماد بهره برد . اقدام اولیه خشترینی تشکیل ارتشی بود که سیاست دفاعی ماد را به سوی تهاجم و لشکر کشی هدایت کند . به همین جهت ارتشی مجهز تعلیم دیده و حرفه ای پدید آمد . این ارتش از یک سو اهداف خارجی دولت ماد را تعقیب می نمود و از سوی دیگر توسعه تشکیلات دولت ماد و تحول اجتماعی جامعه ماد را موجب می شد . تحولی که جهت اصلی آن ، افزایش توان نظامی روسای طوایف ( واسپوهران ) و گسترش املاک آنان بود .

ارتش ماد به فرماندهی هوخ شترخشثریتی توانست قلمرو ماد را در فلات ایران توسعه دهد و مهمترین موفقیت آن مطیع و متقاعد نمودن پارسها بود . موفقیتهای داخلی خشثریتی او را بر آن داشت تا خاک آشور را مورد تهاجم قرار دهد .

پس از مدتها ، این بار کوه نشینان زاگرس بودند که به سوی آشور می تاختند . هر چند آشوریان در این زمان ناتوان شده بودند ، اما در برابر تهاجم مادها ایستادگی کردند و در همان حال آن دسته از قبایل سکایی را که با خود متحد ساخته بودند ، برای حمله به سرزمین ماد به کمک طلبیدند . این امر نشان می داد که دولت ماد علیرغم افزایش توان نظامی خود ، توجهی به گسترش اقدامات سیاسی نداشته است . در نتیجه سکاها به سرزمین ماد سرازیر شدند . این در حالی بود که خشثریتی در میدان جنگ با آشوریان جان باخت .

  هوخ شتر

قتل خشثریتی در سال 653 ق . م دولت ماد را در وضعیت خطر ناکی قرار داد . هووخ شتر پسر و جانشین خشثریتی ، اولین اقدامی که انجام داد حفظ موجودیت اتحادیه قبایل ماد بود ، و این در شرایطی که سکاها غلبه یافته بودند ، بدون قبول اطاعت از آنان غیر ممکن بود . در نتیجه اتحادیه ماد در حالی که دولتی بسیار ضعیف داشت برای بیست هشت سال به زیر سلطه سکاها رفت .این کار از سویی مانع نابودی جامعه ماد به دست سکاها شد و از سوی دیگر باعث شد تا مادها در پناه سکاها از انتقامجویی آشوریان در امان بمانند . آنچه که در این شرایط به کمک مادها آمد آن بود که سکاها پس از غلبه بر مادها برای کسب قلمرو با آشوریان درگیر شدند و در این درگیری نیازمند همراهی و همکاری دشمنان آشور بودند . ستیزه آشوریان و سکاها به غلبه یکی بر دیگری نینجامید ، فرصتی فراهم ساخت تا هووخ شتر با بهره بردن از آن قدرت ماد را احیا کند .

احیای قدرت ماد با غافلگیر نمودن و کشتار سران سکاها به وسیله هووخ شتر شتاب بیشتری یافت . به دنبال آن بار دیگر شمال غربی ایران شاهد فرمانروایی مادها بود . علاوه بر آن مادها بار دیگر نواحی مرکزی و جنوبی ایران را مطیع خود ساختند . ارتشی که خشثریتی آنرا بنیانگذاری کرده بود ، با بهره گیری از تجارب جنگی سکاها ، قدرت بیشتری یافته بود و در خود توان عملیات خارجی را می دید . هدف اصلی این عملیات ، دولت آشور بود که علیرغم ضعف روز افزون ، خطر عمده یی برای ماد و همسایگانش بشمار می آمد . هووخ شتر در شرایطی آشور را مورد حمله قرار داد که دولت کلده نیز چنین اندیشه ای را در سر داشت . لذا دو دولت ماد و کلده متحد شدند و متفقا پایتخت آشور را در محاصره گرفتند . در نتیجه در سال 612 ق . م نینوا سقوط کرد . چند سال بعد دولت کلده آخرین مقاومت های آشوریان را نیز در هم شکست . با نابودی آشور دولتهای ماد و کلده مبدل به دو دولت بزرگ آسیای غربی شدند . قلمرو دولت ماد در این زمان بخش وسیعی از فلات ایران بود و هگمتانه شهری آباد و پقوم مادر جمعیت به شمار می رفت .

پس از فتوحات و استقرار امنیت ، وظیفه بعدی دولت ماد توجه به امور اقتصادی بود . اقتصاد ماد که بر اسای گله دارای بود نمی توانست جوابگوی نیازهای این دولت وسیع باشد . لذا دست یافتن بر تجارت آسیای غربی یعنی راههایی که از ایران و بین النهرین به سواحل مدیترانه منتهی می شد ، می توانست دولت ماد را در منابع تجاری این منطقه سهیم سازد . ظاهرا کلدانی ها زودتر متوجه این امر شده بودند لذا بلافاصله پس از سقوط آشور قلمرو خود را در امتداد رود فرات به سوی شام و سواحل مدیترانه گسترش دادند . مادها نیز که غیاب آشور خواهان کسب منافع بیشتر بودند در امتداد دجله متوجه آسیای صغیر شدند . اما بعکس کلدانی ها که در سواحل مدیترانه شهرهای نامتحد فنیقی را پیش رو داشت . هووخ شتر در آسیای صغیر با دولت ثروتمند لودیه که سربازان مزدور فراوانی را به خدمت گرفته بود روبرو شد لذا پنج سال دولت ماد و لودیه با هم جنگیدند بدون آنکه یکی بر دیگری غلبه قطعی یابد .

صلحی که بدنبال این جنگ منعقد شد مرز دو دولت را مشخص ساخت و هم موجب شد تا ولبعهد ماد ، دختر پادشاه لودیه را به همسری برگزیند .

  انحطاط و سقوط دولت ماد

کشمکش با دولت کلده. هووخ اشتر اندکی پس از صلح با لودیه در گذشت در حالیکه منابع انسانی و مالی بسیار از ماد را صرف جنگ با لودیه کرده بود . پسر و جانشین او آژدهاک که داماد پادشاه لودیه شده بود توانایی و لیاقت چندانی نداشت . اتحاد بالودیه شده بود توانایی و لیاقت چندانی نداشت . اتحاد بالودیه که در پی ازدواج اژدهاک با دختر پادشاه آن کشور و در اواخر حیات هووخ شتر صورت گرفت سیاست توسعه قلمرو دولت ماد در آسیای صغیر را متوقف ساخت و هیچگونه نفعی برای آن دولت به دنبال نداشت . زیرا ماد دولتی بر مبنای اقتصاد شبانی و لودیه بر پایه تجارت بود ، مسائل و مشکلات آنان نیز مانند هم نبود .

در همان حال نیازهای مالی که دولت ماد را بسوی آسای صغیر کشانده بود همچنان وجود داشت . در نتیجه مادها متوجه شام شدند . که دولت کلده به توسعه نفوذ خود در آنجا مشغول بود . دولت ماد در بخش علیای فرات شهر حران را در نظر داشت ، جایی که زمان سقوط آشور ، دولت کلده بدان چشم دوخته بود . بدنبال آن اتحاد قدیمی ماد با کلده به پایان رسید و دولت ضعیف شده ماد با فرمانروای نالایقی چون اژدهاک در جستجوی هدفی بر آمد که توانایی دست رفته بدان را نداشت .

در چنین شرایطی دولت کلده ، برای مقابله با ماد دست اتحاد بسوی کوروش پادشاه پارس دراز کرد . زیرا به خوبی می دانست که پارس ها قدرت یافته اند و دولت ماد را تهدید می کنند .

  سقوط ماد به دست پارسها

دولت کلده در تحریک پارسها به شورش علیه ماد موفق شد . زیرا از مدتها پیش پارسها بر قدرت خود افزوده بودند و در شرایطی که دولت و دربار ماد به خاطر عشرت طلبی و ناتوانی اژدهاک ضعیف شده بود موقعیت خویش را مستحکم ساختند . در درون جامعه ماد نارضایتی و نابسامانی در حال گسترش بود .

عامه مردم به دلیل رشد طبقه اشرافی جامعه ماد وضعیت مناسبی نداشتند . اشراف مادی که در پی توسعه و تقویت ارتش ماد صاحب قدرت و ثروت شده بودند ، امید فراوانی به موفقیت در برابر لودیه داشتند لیکن نه تنها پیشرفتی حاصل نشد بلکه دربار ماد محل نفوذ لیدی ها نیز گردید . در نتیجه سران دولت ماد ، فرمانروایی را ترجیح می دادند که بجای اژدهاک ضعیف بتواند آنان را صاحب زمین و ثروت بیشتری سازد .

در این حوالی شورش پارسها علیه ماد آغاز شد . در نتیجه اشراف نظامی ماد در پیوستن به فرمانروای آنان یعنی کوروش تردیدی نشان ندادند . به دنبال آن با پیوستن هارپاگ قدرتمند ترین مرد دولت ماد به پارسها که مشاوره اژدهاک و فرمانده لشکریان او بود ، دولت و دربار ماد فرو ریخت ، اژدهاک اسیر شد و به جای دولت ماد  ، دولت هخامنشی در سال 550 ق . م در ایران به قدرت رسید .

هترا

هترا نیز یکی از آثار به جا مانده از دوران اشکانی است که امروزه در کشور عراق قرار دارد . شهر هترا دارای معماری خاصی است که می توان سه نوع تمئن ایرانی ، یونانی و رمی را در آن دید ، که مهمترین محوطه باستانی به جا مانده از دوران اشکانیان محسوب می گردد .

تغیر دائمی مرزهای جغرافیایی از مشخصه های بارز تاریخ طولانی ایران است . در طول تاریخ این سرزمین کهن ، مرزهای سیاسی و فرهنگی بارها تغییر شکل داده اند . هترا

اهمیت هترا وقتی آشکار می شود که بدانیم هیچ بنا یا محوطه ای با این درجه اهمیت از دوران اشکانیان در داخل مرزهای ایران باقی نمانده است . با توجه به معیارهای هترا در 290 کیلومتری شمال شهر بغداد و 150 کیلومتری جنوب غرب موصل قرار دارد . اما در دوران باستان این شهر در فاصله 50 کیلومتری شمال غرب پایتخت آشور باستان واقع بود .

هترا از اوایل قرن اول میلادی ، قلمرو حکرآنی یک سلسله محلی بوده است .

موقعیت جغرافیایی این شهر که مرز بین امپراتوری اشکانی و روم بود و در مسیر مهم کاروانهایی که از سمت شرق به سوی سوریه و پترا در اردن و بعلبک در لبنان و آسیای صغیر می رفتند ، قرار داشت موجب شده بود که روز به روز بر قدرت این شهر و حاکمانشان افزوده شود .

در نتیجه این تحولات هترا که در آغاز یکی از هجده ایالت آمپراتوری اشکانی بود ، تبدیل به قلمرو کوچک و به نسبت مستقلی می شود . در دوران اشکانیان که ایران به صورت ملوک الطوایفی اداره می شد ، حکمرانان این شهر شاه خوانده می شدند و در سلسله مراتب پایینتر از شاه اشکانی که شاه شاهان خوانده می شد ، جای می گرفتند .

شواهد باستانشناسی و ترجمه متن کتیبه های موجود در این شهر نشان می دهند که هترا در قرن دوم میلادی رونق گرفت و در همان دوران به میزان چشمگیری بر وسعت آن افزوده شده است .

بر اساس همین شواهد ، دوران رونق هترا بسیار کوتاه بود و تنها پس از اندکی با سقوط این شهر به دست ساسانیان ، هترا برای همیشه خالی از سکنه ماند .

خرابه و بقایای این شهر را جهانگردان اروپایی در قرن نوزدهم و نخست با جی راس در سال 1215 ه . ش و یا 1216 ه . ش کشف شد .

به رغم اینکه برخی از محققان معتقدند ، سکونت و تمدن در این ناحیه از دوران آشوریها و یا در نهایت از دوران هخامنشیان آغاز شده است ، اما تا کنون هیچ مدرکی دال بر وجود شهر هترا پیش از دوران اشکانی به دست نیامده است و چنین ادعاهایی همگی مبتنی بر فرضیات هستند . هترا

نام این شهر برای اولین بار در سال 117 م ، در گزارش تراجان پادشاه روم که به بین النهرین لشکر کشی کرده بود ، ثبت شده است .

سقوط هترا با شاپور اول ساسانی که به متروک ماندن ابدی این شهر منجر شد ، سپس به افسانه و داستان آمیخته شد و در حالی که هنوز رگه هایی از حقیقت را در خود داشت ، در داستانهای عربی و فارسی نقل گردید که از آن جمله می توان به کتابهای تاریخ طبری و تاریخ مسعودی اشاره کرد . در این میان داستان نازمیرا شاهزاده خانم هترایی که به علات عشق خود ، به شهر هترا خیانت کرد ، به ادبیات غرب نیز راه یافت و سرمایه خوبی برای هانس کریستین اندرسون نویسنده معروف دانمارکی در داستان شاهزاده خانم و نفود گردید .

در مركز شهر بناي مستطيل شكل بسيار بزرگي قرار داشت كه تمنوس خوانده مي‌شد اين بنا كه مهمترين ساختمان شهر بوده شامل هفت تالار است كه داراي اندازه هاي مختلف هستند و به موازات يكديگر قرار گرفته اند. تالارها تماما داراي سقف ضربي هستند و ارتفاع آنها متفاوت است ، فضاي داخلي تالارها فضاهاي بسته‌اي نبودند بلكه به صورت ايوان‌هاي مسقفي رو به شرق ساخته شده بودند و تيرهاي استوانه‌اي شكل بلندي سقف آن‌ها را بالا نگه مي‌داشتند. وجود چنين ساختمان‌هايي باعث شهتراد افرادي نظير ارنست هرتزفلد به اين نتيجه برسند كه احتمالاً ساكنان اين شهر در اين اماكن چادر برپا كرده و در اين چادرها به شيوه صحرانشينان عرب زندگي مي‌كردند. او به اين نتيجه رسيده بود كه شيوه ساخت اين ساختمان‌ها با ورود اشكانيان به اين ناحيه به سرعت در اين منطقه رواج يافته بود و ساكنان محلي اين نقطه هنوز خود را با زندگي در اين ساختمان‌ها وفق نداده بودند.
زيارتگاه اصلي هترا در مركز اين بنا قرار گرفته به معبد بزرگ و يا ايوان بزرگ مشهور است. معبد امه (يا همان شمش) خداي خورشيد نيز درست در كنار آن قرار دارد. در اين محل و در ناحيه مركزي هترا علاوه بر اين دو معبد كه به خدايان هترايي تعلق داشتند معبدي هلنيستي (يوناني) با مجسمه‌هاي خدايان رومي و يوناني از جمله آپولو (كه در فرهنگ هترايي بالمارين خوانده مي‌شد)، پوسيون، اروس، هرمس و فورتونا نيز قرار داشت. معبد شهيرو، ايزدبانوي ستاره صبح نيز از ديگر ساختمان‌هاي مهم اين مجموعه بوده است. علاوه بر اين‌ها معبد ديگري نيز در ناحيه مركزي هترا وجود دارد كه محققان هنوز درباره آن به توافق نرسيده‌اند اما چنين به نظر مي‌رسد كه اين معبد زماني به پيروان آيين ميترايي تعلق داشته است.
از تزئينات داخلي تالارها چيزي بدست نيامده است ولي فيلوستارت Philostrate تالار كاخ ها را چنين معرفي مي نمايد. «تالاري است كه بوسيله طاقي پوشانيده شده است و زير آن طاق دانه هايي از لعل كبود نشانده اند بطوريكه بصورت آسمان در آمده است. روي زمينه آبي سنگ هاي قيمتي تصوير خدايان را از طلا مي ساختند كه مانند ستارگاني كه در آسمان باشند ، مي درخشيدند. در اين تالار پادشاه مي نشست و اجراي عدالت مي كرد».
به نظر مي رسد كه ساختمان هاي زمان اشكاني از نظر طرح و ساختمان و حتي تزئينات داخلي كاملا شرقي بوده و فقط نماي خارجي بنا را به سبك يوناني يا يوناني- رومي تزئين مي كردند.
از آن جايي كه مركز اين شهر به معابد خدايان گوناگون تخصيص داده شده و هيچ اثري از وجود كاخ شاهي در اين ناحيه به چشم نمي‌خورد بعضي محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه اين شهر يك شهر مذهبي و مقدس بوده و نوعي حكومت مذهبي بر آن حكمراني مي‌كرده است. با اين حال نمي‌توان انكار كرد كه هترا قدرت و توان مالي و رونق اقتصادي‌اش را مديون نقش اين شهر به عنوان يك مركز تجاري بوده است.
امروزه از طريق الواح و نوشته‌هاي بر جا مانده مي‌دانيم كه معبد اصلي و معبد امه (يا شمش) اوايل قرن دوم ميلادي ساخته شده‌اند. معابد كوچك‌تر و زيارتگاه‌هايي كه به شيوه يوناني ساخته شده‌اند بايد از قدمت بيشتري نسبت به اين بنا برخوردار باشند.

 جشن مهرگان

جشن مهرگان پس از نوروز بزرگرین جشن ایرانی و بازمانده‌ای از دین مهر است. جشن مهرگان در شانزدهم مهرماه و در زمان برابری پاییزی برگزار می‌شود. جشن مهرگان ، بزرگترین جشن بیروان دین مترا یا مهر بوده است که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا»(Metrakana) می نامیدند. این جشن در مهر روز از مهر ماه، یعنی روز شانزدهم ماه مهر برگزار می‌شد. اما در زمان هخامنشیان در نخستین روز مهرماه برگزار می شد. این جشن پس از نوروز یکی از بزرگ­ترین جشن ایرانی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه­ی شش روز ادامه دارد. مهر در اصل با خورشید تفاوت داشته است اما بعدها به معنای خورشید دانسته شد.جشن مهرگان
شمار جشن‌های ايرانی را بيش از ۷۳ جشن در سال برآورد کرده‌اند. اين خود می رساند که مردمان پُشته ‌ايران در هـر روزشان جشن داشته‌اند، يا روز پيشش به جشن نشسته و يا چشم به راه برگزاریِ جشن روز آينده‌شان بوده‌اند! 
از ميان اين جشن ها می‌توان از جشن های ماهانه نام برد. جشن هايی که با هم زمان شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند و اگر چه شماری از اين جشن ها می‌رفتند که به بوته‌ی فراموشی سپرده شوند، که با کوشش ايرانيان فرهنگ‌ دوست از فراموش شدن رهايی بخشيدند، جانی تازه يافته و دوباره برگزار می شوند.


در سال 1907 در «بغانه كوي» در شرق آنكارا كتيبه‌اي سفالي كشف شد كه نام چهار ايزد مورد پرستش آريايي‌هاي پيش از انشعاب در آن ذكر شده بود. اين ايزدان عبارتند از : ايندرا، ميترا، وارنا و ناساتيا.
در اين كتيبه به چهار ايزد مورد پرستش آرياها پيش از انشعاب سوگند ياد شده و معاهده‌اي است كه حدود 1370 سال پيش از ميلاد بين دو قوم هتيت و ميتاني بسته شده بود. مهر كه در زبان فارسي باستان «ميترا» و در اوستايي «ميثر» آمده است، در زبان پهلوي به صورت «ميثر» تحول يافته و در فارسي مهر شده است.

در گاه شماري ايران‌باستان سال به دوازده ماه سي روزه تقسيم مي‌شد كه جمعا 360 روز بود، 5 روز باقي‌مانده را به آخر ماه هشتم مي‌‌افزودند. هر روز از روزهاي ماه به نامي خوانده مي‌شد كه مفهوم و معني خاصي داشت و معمولا نام يكي از ايزدان و يا فرشتگان آيين ايرانيان بود. شانزدهمين روز هر ماه «مهر» نام داشت.
در روز شانزدهم مهر «روز مهر در ماه مهر»، جشن مهرگان گرفته مي‌شد.در ايران باستان مهر، ايزد دوستي، وفا و عهد و پيمان بود و آن را نماد فروغ و روشنايي مي‌پنداشتند.جشن مهرگان از دوره ماد در ايران‌زمين برگزار شد. كهن‌ترين سندي كه از برگزاري جشن مهرگان در دوره مادها اشاره شده است تلمود بابل و تلمود اورشليم است. در تلمود اورشليم چنين نوشته شده است:
در بابل سه عيد دارند و در مدي [ماد] سه عيد... اعياد مدي، نوسردي، تريسكي و مهزكلي كه نوسرد، تيرگان و مهرگان هستند.»
مهرگان؛
 جشن مهـــر؛
 يا به گفته بيرونی‌، جشنِ‌«دوستیِ‌جان» واژه مهر 
واژه مهـر را می‌توان: 
۱. مهر و عشق و محبت و دوستی دانست، چنانکه حافظ گويد:کمتر از ذره نيی «مهر بورز» تا به خلوت‌گه خورشيد رسی چرخ زنان .

ايرانيان در ايران باستان فقط دو فصل داشتند؛ تابستان و زمستان. نوروز جشن آغاز تابستان و مهرگان جشن آغاز زمستان بود.هخامنشيان جشن مهرگان را با شكوه بسيار برگزار مي‌كردند، چون ايزد مهر كه اين جشن مربوط به او بود، مقام والايي داشت و جشن مهرگان با مراسم خاصي اجرا مي‌شد. مهر در كتيبه‌هاي هخامنشيان پنج بار تكرار شده است.
اردشير سوم كه از 359 تا 338 پ.م سلطنت كرد در كتيبه‌اي فقط از اورمزدا و بغ ميثر نام برده و ميثر را همطراز اورمزدا مي‌داند. از برگزاري جشن مهرگان در دوره هخامنشيان اطلاعات كمي در دست است. شاهان هخامنشي در تخت جمشيد بار عام مي‌دادند، لباس فاخر ارغواني مي‌پوشيدند و سران ملل و اقوام تشكيل‌دهنده امپراتوري هخامنشي با هداياي بسيار به تخت جمشيد مي‌آمدند و آنها را تقديم شاه هخامنشي مي‌كردند.
اشكانيان پيرو آيين مهر بودند و جشن مهرگان را با شكوه هرچه تمام‌تر مي‌گرفتند و براي ايزدمهر قرباني مي‌كردند.

مهـرگان همانند نوروز دارای خوان يا سفره‌ای است که آنرا به نامِ خوان يا سفره مهرگانی می‌شناسيم. 
 اگر‌چه مهرگان را با برابر و همزمان شدن نام روز مهـر با نام ماه هفتم ايرانيان يعنی مهر ماه به جشن می‌نشيند و خود از جشن های ماهيانه اشت، ولی انگيزه های ديگری را نيز برای برگزاری آن بر می‌شمارند.

درميان جشن های ايرانيان دو جشن مهر، يا مهرگان و نوروز از ارزش ويژه‌ای برخوردارند. يکی از مهمترین اين ويژگي ها، آغاز شدن سال نو با هـر يک از آن ها بسته به دوران مختلف تاريخ بوده‌، چرای که شماری باور دارند در روزگاران رفته ساليانی نيز مهرگان سرِ سال نو بوده است و سال نو با مهرگان آغاز می‌شده‌است. ولی پس از آن آغار سال نو دوباره به آغازِ فـروردين ماه باز گشت که جای درست آن می باشد.

مسعود سعد سلمان نيز چه مهربان درباره مهرگان می‌سرايد:
روز مهر و ماه مهر و جشـن فرخ مهرگان 
مهر بيفزای نگار ماه چهر مهربان 
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر 
مهربانی کن به روز مهـر و جشن مهـــرگان 
جـام را چون لاله گـردان از نبيد باده ‌رنگ 
ونـدر آن منگر که لاله نيست اندر بوستان برگزاری مهرگان همانند نوروز از شايسته ها و بايسته ها به شمار می آمده است. برای اينکه نمادی از ارزش گـزاری به اين روز را از ديد دانشمندان دوران اسلام پذيرانندگی ايرانيان برايتان نمونه آوريم. نگاهی می اندازيم به کوتاه نوشته هايی همانند شهـروزی که در باره ی بيرونی آورده و يا مری بويس و ...ديگران که برای نشان دادن ارزش مهرگان در ميان مردمان نوشته اند:

دست و چشم و فکر او هيچگاه از عمل باز نماند، مگـر به روز نوروز و مهرگان و يا برای تهيه احتياجات معاش.


مری بويس، به نقل از کتزياس پزشک و درباره ارزش اين جشن نزد شاهان هخامنشی می نويسد: اين تنها موقع سال است که شاهان پارس مي توانند و حق دارند تا می توانند شراب بنوشند
.

امرا و سلاطين تابع آنها، براي پادشاهان اشكاني هداياي فراوان مي‌آوردند و سنتي كه خاص ايرانيان بود را اجرا مي‌كردند. جشن مهرگان به حدي مورد علاقه و توجه مردم ايران‌زمين بود كه در روزگار ساسانيان كه پيرو آيين زرتشت بودند نيز برگزار مي‌شد. هدايايي كه شاهان و واليان ولايات براي شاه ساساني مي‌فرستادند عبارتند از: طرائف هر سرزمين (از هند فيل و شمشيرهاي متعدد و مشك و پوست حيوانات و از سند طاووس و طوطي، از روم ديبا و فرش‌هاي گران)؛ معمولا وزراء و دبيران و خواص اقرباي شاهنشاه جام‌هاي طلا و نقره مرصع به گوهر، بزرگان و اشراف لباس‌ها و عقاب‌ها و شاهين‌ها و يوزها. ايرانيان در اين روز جامه‌هاي ارغواني دربر مي‌كردند و گردهم مي‌آمدند.جشن مهرگان
 جای پای مهرگان در ميان مردمان کشورهای ديگر

پارسی اشاره درخور نگرشی دارد به کار بردن نامِ واژه‌ی ايرانی مهرگان در زبانِ عربی تونسی برای جشن: و شايان توجه است واژه مهرگان که معرب آن مهرجان است در کشورهای عرب زبان به چم جشن بکار برده می شد. در سفری که در سال ۱۹۹۷ به تونس داشت مهرجان هم چنان به چم فستيوال و جشن کاربرد داشت.
جشن مهرگان را نبايد در شمار جشن هاي دوازده گانه کم و بيش فراموش شده اي چون ، فروردين گان ،  ارديبهشت گان  و ... آورد و نه چون نوروز که در همه ايران همگاني است، يا چون  سده  که در يک شهر برگزار شود، بلکه مهرگان جشني است که تنها نزد دانشمندان و نويسند گان و شاعران همچنان برجاست و از اين رو جزو جشن هاي کهن بحساب مي آيد.
در روز شمار کهن ايران، هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. پيشينيان در هر ماه که نام روز و نام ماه يکي بود، آن را جشن مي گرفتند. از اين جشن هاي دوازده گانه، تا آنجا که سندها و کتاب هاي تاريخي گواه است،
در دوره هاي پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمي و شکوهمند برگزار مي گرديد. افزون بر يکي بودن نام - روز مهر از ماه مهر ، مناسبت هاي ديگري را نيز براي برگزاري اين جشن بر مي شمردند، که معروفترين آن قيام کاوه آهنگر و پيروزي بر ضحاک و پادشاهي نشستن فريدون است. دقيقي، فردوسي و اسدي توسي از آن چنين ياد کرده اند:
دقيقي مي گويد:مهرگان آمد جشن ملک افريدونا آن کجا گاو به پرورش بر مايونا ( برمايون نام گاوي است که فريدون با شيرش پرورش يافت.

در ميان خوان يا سفره مهرگاني كه از پارچه ارغواني‌رنگ گسترده بودند گل «هميشه شكفته» مي‌نهادند و پيرامون آن را با گل‌هاي ديگر آذين مي‌بستند و خوراكي‌هاي خاص جشن مهرگان روي سفره مي‌چيدند. پس از سقوط ساسانيان و تسلط تازيان جشن مهرگان بسيار مورد توجه خلفاي اموي و عباسي قرار گرفت و سبب آزمندي شديد خلفاي اموي و عباسي آن بود كه ايرانيان در جشن مهرگان هدايايي به حكام مي‌دادند. معاويه‌ابن‌ابي سفيان مقرراتي براي دادن هدايا وضع كرد كه عايدات آن از 10 ميليون درهم تجاوز مي‌كرد.
عمربن‌عبدالعزيز چون به خلافت رسيد اين رسم را ممنوع ساخت و تا زمان مأمون كه دوران رواج دوباره جشن مهرگان است متروك بود.پس از آنكه سلسله‌هاي نيمه‌مستقل و سپس مستقل در ايران به حكومت پرداختند جشن مهرگان با شكوه فراوان برگزار مي‌شد و در اين دوران است كه ديوان‌هاي شاعران فارسي زبان مملو از اشعاري در تهنيت مهرگان و توصيف آن است. رودكي شاعر بزرگ آغاز سده چهارم هجري از نخستين شاعراني بود كه درباره جشن مهرگان اشعاري سرود.

از برگزاري جشن مهرگان، در دورهً غزنويان، آگاهي بيشتري در دست است، در شعر فردوس، عنصري، فرخي و منوچهري وصف اين جشن آمده، ابوالفضل بيهقي از برگزاري جشن مهرگان در زمان سلطان محمود غزنوي، در سالهاي 428، 429 و 430 هجري قمري که خود شاهد بوده، خبر مي دهد. وي مي نويسد : روز يکشنبه چهارم ذي الحجه سال 428 به جشن مهرگان نشست و از آفاق مملکت هديه ها که ساخته بودند پيشکش را، در آن وقت بياوردند و اولياء و حشم نيز بسيار چيز آوردند. و شعرا شعر خواندند وصلت يافتند. پس از شعر به سر نشاط و شراب رفت و روزي خرم بپايان آمد.
در سال 429، ابوالفضل بيهقي، شيوهً برگزاري جشن مهرگان را در روز عرفه بيان مي کند : ... و روز چهارشنبه نهم ذي الحجه به جشن مهرگان به نشست و هديه هاي بسيار آوردند.
برخي مهرگان را بر نوروز برتري داده اند. چنان که پاييز را بر بهار برتري داده اند. و تکيه گاه ايشان اين است که اسکندر از ارسطو پرسيد که کدام يک از اين دو فصل بهتر است؟ ارسطو گفت : پادشاها! در بهار حشرات و هوام آغاز ميکند که نشو يابند و در پاييز آغاز ذهاب آنهاست، پس پاييز از بهار بهتر است.
از دوران کهن، همراه با جشن ها و آيين ها، واژگان فارسي نوروز و مهرگان به صورت معرب نيروز و مهرجان وارد زبان و قلمرو فرهنگي کشورهاي مسلمان عرب زبان گرديد. امروز در بسياري از کشورهاي - آسيايي و آفريقايي - واژهً مهرجان به معني و مفهوم جشن و فستيوال به کار مي رود.

 تپه سیلک

ریشه یابی لغت کاشان به تحقیق برخی از محققان آمده است . برخی از آنان کی آشیان به سبب وجود اولین خانه ها وبناها در کنار چشمه فین دانسته اند په سیلک. و برخی دیگر آن را کاه فشان ذکر می کنند ، یعنی برای احداث حصار و باروی شهر اول با کاه علامت می گذاشتند و بعد حصار و بارو را می ساختند . در برخی از منابع آمده است که هر محله از کاشان حصارهای جداگانه ای داشته و در نهایت همگی نام کاشان را اختیار کرده اند .

در حفاریهای انجام شده در تپه باستانی سیلک نام کاشان از کاشی و کاسی بر گرفته است از نام قبایل کاسو و کاشو است ، اقوامی که در عصر سلطنت حمورابی در میان رودان زندگی می کردند و نام خدای بزرگ آنها هم کاشو بود ، که با افزودن الف و نون فارسی کاسیان و کاشیان و سرانجام کاشان شده است .

این مجموعه شامل دو تپه شمالی و جنوبی و دو گورستان است . تپه شمالی که کوچکتر است در فاصله 600 متری تپه جنوبی قرار دارد .

آثار بدست آمده از تپه شمالی قدیمی تر است ، یعنی آثار دوران استقرار در نخستین روستاها تا آغاز شهر نشینی و آثار به دست آمده از تپه جنوبی شامل دوره های آغاز شهر نشینی تا هزاره اول قبل از میلاد است . این تپه  ( تپه جنوبی ) از نظر تنوع دوره ها و تعداد آثار بزرگتر و مهمتر از تپه شمالی است .

سیلک نام اولین تمدن شهر نشینی ایران مرکزی در کاشان است که در سه کیلومتری جنوب غربی کاشان قرار دارد . قدیمی ترین خاستگاه تمدن بشری را سیلک کاشان عنوان می کنند ، یعنی اولین جایی که شهر نشینی شکل گرفت ، آنجا که آریاییها اولین تمدن شهر نشینی را ایجاد کردند .

60 سال پیش هیئتی فرانسوی به سرپرستی رومن گریشمن برسی هایی درباره این تمدن انجام دادند و 2 سال روی تپه های سیلک تحقیق کردند ، آنها آثار جالب توجهی چون ظروف سفالی و فلزی از دل این تپه ها به دست آوردند . متاسفانه بخش قابل توجه ای از این آثار به خارج از کشور انتقال یافت و در موزه لوور نگهداری می شود . اما تعدادی از این آثار در موزه ملی ایران موجود می باشد .

آثار به دست آمده از تپه سیلک بیانگر این است که چند هزار سال قبل در این تمدن صنعت ذوب فلزات و ریخته گری وجود داشت و مردم آن زمان با این حرفه آشنا بودند .

دوکهای گلی و سنگی مربوط به هزاره های دوم و سوم قبل از میلاد که در سیلک پیدا شد بیانگر آن است که این محل از محل های بسیار قدیمی در صنعت ریسندگی نخ و بافت پارچه بوده است . قدمت این تپه ها به 7 هزار سال می رسد .

در 5500 سال پیش بر اثر ارتباط با مدنیت شوش این اقوام نگارش خط را فراگرفته اند و لوحه های گلی فراوانی با قدیمی ترین نوع خط در سیلک به یادگار گذاشته اند .

تمدن اقوام تپه های سیلک در 2500 سال پیش مغلوب تمدن آریایی گردید که آثار آنها در طبقات مختلف حفاری از قبیل ظروف لوله دار بلند با نقش اسب و خورشید و اسلحه آهنی و شمشیر و نیزه های بلند کشف شده است .

تمدن آسیای صغیر

آسیای صغیر که امروزه بخش آسیایی کشور ترکیه را تشکیل می دهد ، سرزمین مرتفعی است در غربی ترین قسمت آسیا . این سرزمین از طرف شمال به دریای سیاه ، از طرف مغرب یه دریاهای کوچک اژه و مرمره و قسمتی از آن از سمت جنوب به دریای مدیترانه محدود می گردد . بدین ترتیب آسیای صغیر یک شبه جزیره است .

مشرق آسیای صغیر در همسایگی ایران و قسمتهایی از جنوب آن در مجاورت بین النهرین و سوریه می باشد . در سمت مغرب آسیای صغیر و به فاصله بسیار کمی قاره اروپا قرار دارد بدین ترتیب این سرزمین دروازه ارتباطی اروپا و آسیا با یکدیگر بشمار می آید . در طول تاریخ نیز آسیای صغیر به عنوان گذرگاه انتقال تمدن از آسیا به اروپا ایفای نقش کرده است . در روزگار باستان دولت هایی که در این سرزمین بوجود آمدند این نقش را بخوبی ایفا کردند .

آسیای صغیر به دلیل بارندگی کافی ، علاوه بر آنکه از چراگاههای گسترده ای برخوردار است سرچشمه رودهای دجله و فرات نیز می باشد . به همین جهت اراضی آن مسکن مناسبی برای اقوام دامدار بوده است . این اقوام پس از تشکیل دولت با استفاده از راههای که در امتداد سواحل دجله و فرات وجود داشت ، بیش از تجارت به حمله به کشورهای اطراف و توسعه قلمرو خود پرداختند . در هزاره دوم قبل از میلاد آسیای صغیر محل پیدایش دولتهای میتانی ، هیتی و بعدها اوراتو بود و پس از آن چنانکه خواندید در هزاره اول قبل از میلاد دولت به جای آنها بوجود آمد . دولت لودیه که در ساحل مدیترانه آسیای صغیر حکومت کرد ، دستاوردهای تمدنی آسیای صغیر و غرب آسیا را به اروپا منقل ساخت .

  میتانی ها

در حدود قرن 17 ق . م دسته ای از اقوام ساکن قفقاز به آسیای صغیر مهاجرت کردند . این دسته که بعد ها هوری نامیده شدند ، نزدیک به دو قرن مهاجرتشان به طول انجامید . هوری ها بتدریج از آسیای صغیر به سمت جنوب ، قلمرو خود را گسترش دادند و سرانجام در سوریه و بین النهرین پیشروی کردند . هوری ها مردمی دامدار بودند و با حفظ سازمان قبیله ای خود بدون آنکه دارای حکومت مرکزی قدرتمندی باشند نواحی وسیعی از آسیای صغیر ، بین النهرین و سوریه را تصرف نمودند .

آنچه که بیش از همه در پیروزیهای اولیه هوری ها نقش داشت این بود که آنان از اسب و ارابه در جنگها استفاده می کردند در حالیکه ساکنان بین النهرین هنوز از این وسایل استفاده شایانی نمی نمودند . همچنین هوری ها با تصرف نواحی شمال رودخانه فرات و تسلط بر راههای که در امتداد ساحل آن به بین النهرین و آسیای صغیر می رفت به آسانی می توانستند به تهاجمات خود ادامه دهند .

در حدود 1500 ق . م  گروهی از اشراف هوری با هم متحد شدند و شخصی به نام سودارنا را از میان خویش به پادشاهی برگزیدند . به دلیل نفوذ اشراف و قبایل ، سودارنا قدرت چندانی نداشت .

دولتی که هوری ها بوجود آوردند دولت میتانی نام دارد . در دوره پادشاهی نوین تاریخ مصر باستان فرعون های مصر ، سوریه را تصرف کردند و با دولت میتانی همسایه گردیدند . دولت میتانی با همسایه جدید خود روابط دوستانه ای بر قرار ساخت . اتحاد با مصر مدتها سیاست اصلی دولت میتانی برای حفظ موقعیت خود بود .

در قرن 14 ق . م دولت هیتی در مغرب دولت میتانی شروع به قدرت گرفتن نمود . بزودی روابط میتانی با این دولت به جنگ و جدال کشید . در طی این جنگ و جدال فرعون های مصر ، متحدان اصلی میتانی کمکی بدان ننمودند و در نتیجه دولت میتانی شکست خورد و پایتخت آن نیز به دست هیتی ها غارت گردید . سرانجام دولت میتانی با یورش آشوریها سقوط کرد .

  هیتی ها

تا حدود 1800 ق . م هیتی ها که دسته ای از اقوام هند و اروپایی بودند ، در نواحی مرکزی آسیای صغیر سکونت گزیدند . هیتی ها نیز مانند هوری ها مردمی دامدار بودند و در جستجوی چراگاه به آسیای صغیر آمده بودند . در آسیای صغیر آنها در ابتدا در محلی که هاتی نام داشت ساکن گشتند و از آن پس بدین نام شناخته شدند . هیتی ها در ابتدا با اقوام بومی آسیای صغیر در آمیختند اما پس از استقرار کامل در سرزمین جدید خویش ، درصدد تماس با دیگر اقوام بر نیامدند . یکی از دلایل این امر را دستیابی هیتی ها به فلز آهن دانسته اند . هیتی ها اولین قومی هستند که آهن استخراج کرده و از آن استفاده نمودند .

آهن به دلیل سختی بیشتری که نسبت به مس و قلع دارد برتری قابل توجهی از نظر جنگ افزار به هیتی ها می داد . تا آن زمان سومریها مصریها و دیگران از مس و برنز برای ساختن اشیاء فلزی استفاده می کردند . هیتی ها فن استخراج آهن را از دیگران ملت ها پنهان نگه می داشتند . اما سرانجام این کشف مخفی نماند و دیگران نیز از آن مطلع شدند . با دستیابی اقوام دیگر به آهن و ساختن اسلحه با آن ، عامل برتری هیتی ها در میدانهای جنگ از دست آنان گرفته شد .

  دولت هیتی

هیتی ها در آغاز قرن هفدهم قبل از میلاد دولت هیتی را تاسیس کردند . پایتخت این دولت شهر هاتوسا بود . در نیمه دوم قرن 16 ق . م مورسیل اول دولت هیتی را دارای وسعت و قدرت بیشتری نمودند . او با تصرف سوریه و نیز بین النهرین مردم هیتی را صاحب ثروت شهر های تصرف شده سوریه و بین النهرین نمود و با تمدن و فرهنگ این نواحی آشنا ساخت .

از سال 1550 ق . م تا 1200 ق . م اوج اقتدار دولت هیتی است . در این دوره پادشاهان هیتی ، دولت میتانی را عقب راندند . گسترش قلمرو هیتی ها در سوریه آنان را با فرعون های دوره پادشاهی نوین مصر روبرو ساخت . پس از چندی دولت آشور نیز در شمال بین النهرین قدرت یافت این امر موجب شد تا دولت هیتی دیگر نتواند از سمت جنوب قلمرو خود را توسعه دهد . قرن 13 ق . م دولت هیتی بسرعت رو به ضعف نهاد . علت انحطاط داخلی این دولت چندان روشن نیست ، بعضی عقیده دارند که عمومی شدن استفاده از آهن موجب اقتدار دشمنان هیتی گردید و بعضی دیگر تهاجم اقوام فریژی از سمت مغرب را عامل اصلی زوال دولت هیتی دانسته اند . در اواخر قرن 13 ق . م عمر دولت هیتی به پایان رسید و بجای آنان اقوام فریژی در نواحی مرکزی آسیای صغیر مستقر شدند .

  لورارتو

پس از آنکه در قرن سیزدهم ق . م دولت هیتی رو به زوال نهاد در قسمتهای شرقی آسیای صغیر در مجاورت دریاچه وان دولتی بوجود آمد که اورارتو نام گرفته است . مردم ارارتو از نژاد هند و اروپایی بودند . آنان نیز در ابتدا دامدار بودند ولی با استقرار در اطراف دریاچه وان تا حدودی به کشاورزی روی آوردند . دولت ارارتو پایتخت خود را شهر توروشپا قرار داد . این شهر دارای برج و باروی بسیار مستحکمی بود . برج و باروی شهر توروشپا و تعدادی از عمارات شهر از سنگ ساخته شده بود .

اورارتویی ها در فن ساختن بناهای سنگی و به کار بردن آهن برای متصل نمودن سنگ ها بزرگ بناها مهارت فوق العاده ای داشتند . دولت اورارتو از سمت جنوب با دشمنی و حمله مداوم آشوریان مواجه بود . پس از آن طولی نکشید که تهاجم مادها در سال 612 ق . م  دولت اورارتو را مبدل به یک شهر کوچک نمود و به حیات سیاسی آن خاتمه داد .

  ارامنه

بجای دولت اورارتو قوم جدیدی که ارمنی نام داشتند در مشرق آسیای صغیر مستقر شدند . ارمنی ها نیز از نژاد هند و اروپایی و از مردم ایرانی بودند . سرزمین اورارتو از آن پس به نام ارمنستان نامیده شد . مردم سرزمین ارمنستان از اوایل تاریخ خود در قرن 7 ق . م جزو دولت ایرانی ماد بودند .

  تمدن در بین النهرین

بیشتر مورخان و باستانخط تصویری شناسان عقده دارند که بین النهرین محل پیدایش تمدن بوده است . وجود رودخانه پر آب ، آنرا مهد مهمترین تمدنهای رودخانه ای ساخت و موقعیت ارتباطی بسیار مناسب آن ، موجب تماس با سرزمین های دیگر و در نتیجه پیشرفت و انتشار تمدن گردید . چنانچه بعضی از علوم و از همه مهمتر احتملا پیدایش خط از بین النهرین باستان می باشد . نخستین شهر های مهم تاریخ نیز در همین سرزمین بوجود آمدند و بدنبال خود قواعد زندگی مدنی را پدید آوردند . برتری محسوس تمدن بین النهرین باستان ، آن سرزمین را کانون توجه اقوام همجوارش ساخته بود و از این رو رفت و آمد اقوام و درگیری میان آنان ، اگر چه از یک سو موجب پر تلاطم شدن تاریخ آن گردید از سوی دیگر موجب تنوع و توسعه فرهنگ نیز می شد . در پی این تاریخ پر فراز و نشیب در حالیکه بیش از 3000 سال از حیات تمدنی بین النهرین باستان می گذشت در حدود 500 ق . م حیات سیاسی آن به پایان رسید و جزئی از تاریخ ایران باستان گردید .

  بین النهرین

رودهای دجله و فرات هر دو از کوهای پر برف مشرق آسیای صغیر سر چشمه می گیرند . این دو رود پس از پیچ و خم های فراوان به سمت جنوب جریان یافته و با پیمودن صدها کیلومتر به خلیج فارس وارد می شوند . این دو رود بسیار پر آب و بزرگ هستند . بخصوص در فصل بهار که برفهای نواحی کوهستانی آسیای صغیر آب می شوند ، آب آنها بسیار زیاد می شود که معمولا منجر به طغیان و سیلاب رود می گردد . جز نواحی علیای دجله و فرات ، بقیه مسیر آنها در دشت وسیعی جریان دارد که بین النهرین نامیده می شود و به معنای میان دو رود است .

  تاریخ سیاسی بین النهرین

جنوب بین النهرین را سومر می نامیده اند . کشفیات باستان شناسان نشان می دهد که سومر از هزاران سال پیش ساکنانی داشته که کم کم فنون بهره برداری از آب رودخانه را فرا گرفته بودند . در حدود 5000 سال پیش مردمی به این سرزمین مهاجرت کردند که سومری نامیده می شوند . در مورد نژاد سومریان و اینکه ابتدا در کجا زندگی می کرده اند اطلاع دقیقی در دست نیست . طبق افسانه های سومری ، آنها از طریق دریا یعنی خلیج فارس به سومر وارد شده اند .

سومری ها با تسلط بر جنوب بین النهرین و با استفاده از تجارب ساکنان قدیمی آن سرزمین شیوه خشک کردن باتلاقها ، حفر نهرها و کشاورزی را فرا گرفتن و بتدریج شهرهای بزرگ و آباد ایجاد کردند . شهرهای متعددی و بزرگ سومری نشان دهنده کشاورزی پر رونق سومریان و نیز تجارت گسترده آنان با سرزمین های اطراف می باشد .

شهر های سومر هر یک دارای دولتی مستقل بودند و از یک حکومت مرکزی اطاعت نمی کردند . هر شهر علاوه بر زمیبنهای زراعی ، شبکه آبیاری و دولت ، دارای یک معبد نیز بود . این معبد که به شکل ساختمانی پلکانی بود زیگورات نام داشت . معبد توسط شخصی به نام انسی اداره می شد . انسی علاوه بر مقام مذهبی ، فرمانروایی شهر را نیز بر عهده داشت .

 سومریان تاریخ خود را به دو دوره قبل از طوفان و بعد از طوفان تقسیم می کردند . نخستین شهر مهم آمنان اریدو نام داشت . در سال 4000 سال پیش اریدو شهری مهم بوده است . اما 3000 سال پیش شهر اور اهمیت بسیار یافت و طولی نکشید که شهر دیگری بنام نیپور شهرت بسیار یافت زیرا دارای معبد بسیار مهمی بود . هر یک از این شهرهاو شهرهای دیگر سومر ی برای مدتی توانستند قدرت خود را گسترش دهند و بر تمام یا قسمتی از آن سرزمین حاکم گردند . در نتیجه این جنگها دولت سومری را ضعیف کرد و سرانجام استقلال خود را در برابر اقوام که سرزمینشان را مورد حمله قرار داده بودند از دست دادند .

  اکد

در اواسط هزاره سوم قبل از میلاد  گروهی از اقوام سامی از صحرا به شمال سرزمین سومر وارد شدند و آنجا را تصرف کردند . این گروه از اقوام سامی اکدی نامیده می شدند . و بتریج صاحب دواتی نیرومند شدند که به دولت اکد معروف شده است .

کسی که دولت اکد را قدرتمند ساخت سارگن نام داشت . او با استفاده از جنگهای سومر توانست بر آن سرزمین غلبه کند و حتی سرزمین های مغرب بین النهرین تا سواحل مدیترانه را تصرف نماید . تا قرن 22 ق . م اکدی ها تا آن اندازه جذب فرهنگ سومری شده بودند که دیگر جزو سومریان محسوب می شدند . در نتیجه در این قرن سومریان بار دیگر فرصت یافتند که استقلال شهرهای خود را احیا نمایند . اما هجوم اقوام گوتی که در کوهستان زاگرس زندگی می کردند مانع از این امر شد و برای مدتی سومر دچار ویرانی و نابسامانی گردید .

پس از تهاجم گوتی ها ، سومریان برای مدتی به رهبری فرمانروایان شهر اور استقلال خود ار باز یافتند اما هجوم همسایه شرقی آنها یعنی دئلت ایلام که قلمرو آن در دشت خوزستان قرار داشت ضربه سختی بر سومر وارد ساخت . بدنبال آن حمله دسته جدیدی از اقوام صحرانشین در 2000 ق . م برای همیشه به حیات سیاسی سومر خاتمه داد .

 بابل

مهاجماین که 2000 ق . م به سومر وارد شدند دسته ای از اقوام سامی بودند که آموری نام داشتند . آنان پس از تصرف سومر دولتی بوجود آوردند که به دولت بابل معروف شده است . زیرا پایتخت این دولت شهر بابل بود . بابلی ها با استفاده از دستاوردهای تمدن سومری دولت نیرومندی ساختند و تمامی ساکنان را به اطاعت خود در آوردند .

اوج قدرت دولت بابل در زمتان پادشاه معروف آن حمورابی بود . حورابی در قرن 18 ق . م حکومت می کرد و علاوه بر بین النهرین بعضی از نواحی اطراف آن را نیز در تصرف داشت . پایتخت او شهر بابل نیز بزرگ و آباد بود . بیشتر شهرت حمورابی به خاطر مجموعه قوانین و دستوراتی است که بدستور او بر سنگ استوانه ای شکلی نوشته شده و در مرکز شهر قرار داشته است تا همگان از آن مطلع شوند . این سنگ نوشته قدیمی ترین قانون مدون کشف شده بشمار می رود . مجموعه قوانین حمورابی درباره حقوق مالک ، پدر ، وظایف فرزندان و امثال آنها می باشد .

پس از حمورابی جانشینان او برای مدتی قدرت و قلمرو دولت بابل را حفظ کردند اما آنان به سختی موفق به انجام این کار شدند . هجوم اقوام مختلف از اطراف فرصت لازم برای تقویت دولت را بوجود نمی آورد . در قرن 16 ق . م قومی بنام هیتی از سمت شمال بابل را مورد تهاجم قرار داد . در همان قرن هجوم قوم کاسی که در کوهستانهای زاگرس بسر می بردند ، مقاومت دولت بابل را در هم شکست . کاسی ها بین النهرین را تاراج و تخریب نمودند و اگر چه نتوانستند تسلط خود را بر آن سرزمین حفظ کنند لیکن پس از آنان دولت مهاجمی به نام میتانی ضربات سخت تری بر بابل وارد ساخت  . در چنین شرایطی دولت بابل قسمت های وسیعی از بین النهرین را از دست داد و سرانجام قلمرو آن محدود به نواحی جنوبی و ساحلی بین النهرین گردید . پس از آن دولت بابل تبدیل به دولتی کوچک و کم اهمیت گشت و شهر بابل بارها دستخوش هجوم و غارت شد در شرایطی که دولت بابل آخرین روزهای خود را می گذراند دسته ای از اقوام سامی بنام آشوریان از سمت صحرا به شمال بین النهرین وارد شدند و بنیان دولت جدیدی را نهادند .

  آشور

آشوریان از جمله اقوامی سامی نژادی بودند که در هزاره دوم قبل از میلاد به بین النهرین وارد شدند . نام این قوم برگرفته از نام آشور رب النوع مورد پرستش آنان بود . از خصایص آشور جنگجویی و جنگ طلبیقانون حمورابی بود و آشوریان از ابتدا بنیان دولت خویش را بر کشور گشایی قرار دادند . دولت آشور که با غلبه بر مدعیان و تصرف بین النهرین قدرت گرفته بود ، ادامه فتوحات را اساس کار خود قرار داد . لذا از قرن 12 ق . م . که آغاز قدرت یافتن آشوریان است ، آنان را مدام در حال جنگ با همسایگان ، فتح سرزمی ها ، غارت شهرها و به اسارت بردن مردمان می بینیم . نوشته ها و تصویرهایی که از آشوریان باقی مانده است در بردارنده مطالب فروانی در مورد این جنگ ها می باشد .

در قرن نهم قبل از میلاد شالمانسار سوم قلمرو آشور را تا سواحل مدیترانه گسترش داد و در قرن هشتم قبل از میلاد پادشاهان آشور ، بابل ، ایلام و نواحی کوهستانی شمال قلمرو خود در آسیای صغیر و زاگرس را عرصه تاخت و تاز ساختند . آشور بانی پال پادشاه معروف آشور نیز در قرن هفتم مصر را فتح کرد و بر شدت حمله به سرزمینهای اطراف آشور افزود .

رونق و شکوه دولت آشور که با افکندن بیم و هراس در همگان بر پایید سرانجام همسایگاه زخم خورده آشور با یکدیگر دست اتحاد داده و برای نابودی آن مصمم گشتند . این امر در سال 612 ق . م با اتحاد دولت ماد که در ایران تاسیس شده بود و دولت کلده که در جنوب بین النهرین بوجود آمده بود صورت گرفت . نینوا پس از جنگی خونین تصرف شد و پادشاه آشور به قتل رسید .

 کلده

دلت کلده بوسیله اقوام کلدانی تاسیس شد . کلدانیها از جمله اقوامی سامی بودند که در اواخر هزاره دوم ق . م به جنوب بین النهرین وارد شدند . کلدانی ها روزگاری را به تمکین از آشوریان گذراندند و سپس توانستند دولتی بنام کلده بوجود آورند . آنان شهر قدیمی بابل را از نو ساختند و پایتخت خویش قرار دادند . به همین جهت دولت کلده را دولت بابل نوین نیز می نامند .

دولت کلده در ابتدا با کمک مادها و سپس با حمایت دولت مصر ، آشور را از میان برداشت و بدین ترتیب سراسر بین النهرین به تصرف کلده در آمد و سرانجام تا سواحل شرقی مدیترانه نیز به زیر سلطه آن دولت رفت .

از معروف ترین پادشاهان بابل نوین بخت النصر است . او تهاجم بابل نوین علیه آشور را رهبری کرد و قلمرو آن دولت را تا سواحل مدیترانه گسترش داد . پس از بخت النصر دولت کلده دچار آشوب و اختلاف شده بود . نابسامانی اجتماعی و نارضایتی عمومی نیز باعث آشفتگی هر چه بیشتر امور گردید . در چنین شرایطی دولت کلده برای توفیق یافتن در اختلافات خود با دولت ماد ، با کوروش پادشاه پارس بر ضد دولت ماد متحد شد . نتیجه امر سرنگونی دولت ماد بدست پارسیان بود لیکن پس از چندی دامنه فتوحات کوروش به بابل نیز رسید .

او در سال 539 ق . م بابل را گشود و بدین ترتیب با سقوط آخرین دولت از تمدن بین النهرین باستان حیات آن نیز برای همیشه به پایان رسید و جزیی از قلمرو هخامنشیان گردید .

 خط

سومریان نخستین قومی بودند که موفق به اختراع خط شدند . خط سومریان ، خط میخی بود . پیدایش خط در میان سومریان به دلیل رشد و رونق زندگی شهری و گسترش تجارت بود . دیگر اقوامی که پس از سومریان بر بین النهرین حکومت کردند و نیز اقوامی که همسایگی آن سرزمین قرار داشتند . خط سومریان را اقتباس کردند و مطابق با زبان خود در آن تغیراتی بوجود آوردند . خط بابلیها و آشوریها بدین ترتیب بوجود آمد . خط میخی سومری دارای 600 علامت بود و با وسیله ای نوک تیز بر لوح گلی نقش می شد . خط میخی سومری در نزد اقوام بعدی ساده تر و آسان تر گردید .


عکسهایی از جسد مرد یخی

 

در صورتی که هرکدام از عکس ها باز نشد . روی خود عکس کلیک راست کرده و گزنیه Show Pictuer را بزنید !!!!

دو كوهنورد آلمانی پیكر مردی را یافته اند كه پنج هزار سال پیش در ارتفاعات آلپ بر اثر اصابت پیكان و ضربه به قتل رسیده اما با وجود گذشت این همه سال، به دلیل قرارداشتن در میان برف و یخ، نابود نشده است. تصاویری را از پیكر این مرد یخی می بینید.

این مرد 46 ساله بر اثر ضربه و تیر كمان به قتل رسیده و در ارتفاعات 3200 متری كوههای آلپ در مرز میان ایتالیا و اتریش ناپدید شده بود تا آنكه این روزها پس از كشف جسد مومیایی او ، نخستین تصاویر آن انتشار یافته است.
 
جسد مرد یخی در سال 1991 یعنی 18 سال پیش توسط یك زوج آلمانی كشف شد و آنها او را «اوتزی» نام نهادند. كاشفان سپس به بازسازی جسد در قالب تصاویر سه بعدی از زوایای گوناگون پرداختند و با مقایسه آن دریافتند كه او با انسانهای امروز چه تفاوتهایی داشته است. یكی از آنها ، تاتو و یا دستبندهایی است كه او در آن زمان در دست داشته است.
 
در این تصویر به روشنی می توان نحوه ورود پیكان را به بدن «اوتزی» كه باعث مرگ او شد ، مشاهده كرد.
 

 
«ماركو سامادلی» و «گریگور اشتاشیتز» پس از كشف جسد مرد یخی تاكنون بیش از 150 هزار قطعه عكس از او گرفته اند تا جزییات آن را در قالب طرحی به نام «پروژه فتواسكن مرد یخی» به نمایش بگذارند.
 
بنا بر مطالعات انجام شده توسط موسسه ریسپارمیو، این انسان اولیه در آن هنگام با یك پوست بز، كلاه و بیش از 50 تاتو كه به اشكال مختلف روی بدنش نقش بسته بود، در آلپ بوده است.
 
یكی از نظریه هایی كه روی این مومیایی بررسی می شود ،‌ به گفته دانشمندان ، موید آن است كه قدمت آن به پنج هزار سال پیش می رسد.