کشف مجموعه‌ عظیمی از یافته‌های باستانی در مصر

 

کشف مجموعه‌ عظیمی از یافته‌های باستانی در مصر

سکه‌های کشف شده تصویری از سر خدای مشترک مصر و یونان، آمون یا زئوس را در کنار یک عقاب نشان می‌دادند که در اطراف آن دو کلمه بطلمیوس و شاه به زبان یونانی نوشته شده بود...
به گزارش میراث آریا، مجموعه‌ای از سکه‌های مصر باستان، اشیا مربوط به امپراتوری عثمانی و اسکلت فسیل شده نهنگ به تازگی در کاوش‌های باستان‌شناسان در شمال دریاچه قارون در منطقه فیوم مصر کشف شد.

زاهی هواس، رئیس شواری عالی عتیقه جات مصر گفت:‌ 383 سکه باستانی از جنس برنز و به وزن 32 گرم ضرب شده با نام بطلمیوس سوم به همراه سه دست بند از پوست تخم شتر مرغ متعلق به هزاره چهارم قبل از میلاد به همراه خط چشم‌هایی متعلق به دوره عثمانی در کنار فسیل نهنگی متعلق به 42 میلیون سال پیش به صورت جدا از هم در نواحی مختلف این منطقه کشف شد.
در این میان به گزارش خبرگذاری‌های آسیشیتد پرس و تایندیان، سکه‌های کشف شده تصویری از سر خدای مشترک مصر و یونان، آمون یا زئوس را در کنار یک عقاب نشان می‌دادند که در اطراف آن دو کلمه بطلمیوس و شاه به زبان یونانی نوشته شده بود.
سلسله بطلمیوسی که ازخاندان یونانی حاکم بر مصر بوده و کلئوپاترا نیز از این خاندان محسوب می‌شود پس از اسکندر مقدونی تا زمان حمله رومی‌ها به مصر در فاصله سال‌های 330 تا 30 پیش از میلاد به مدت 300 سال بر مصر حکومت می‌کردند
 
گردآوری:گروه فرهنگ وهنر سیمرغ
منبع: chtn.ir
 

زیگورات چغازنبیل؛ تبلور معماری مقدس

زیگورات چغازنبیل؛ تبلور معماری مقدس

همان طور که در افسانه‌ها آمده، برج بابل نیز به قصد رسیدن و دست یافتن به آسمانها و بهشت ساخته شد. از این معبد هفت طبقه...
    
زیگورات چیست؟
در میان معابد و بناهای دنیای باستان، زیگورات‌ها (یا زیقورات‌ها) یکی از شگفت‌انگیزترین آثار برجای مانده هستند که در منطقه میان‌رودان یا بین‌النهرین و همچنین در داخل ایران امروزی قرار گرفته اند.
 عظمت این ساختمان‌ها و ساختار معماری آنها، همیشه برای انسان امروزی عجیب و رمزآلود بوده است.  فلسفه پیدایش زیگورات‌ها ریشه واژه زیگورات به واژه‌ی "زیقوره" در زبان آکدی (Akkadi)، یکی از زبان‌های بین‌النهرینی باز می‌گردد و به معنای بلند و برافراشته ساختن است. زیگورات‌ها، ساختمان‌ها و معابد پلکانی شکلی هستند که مانند هرم، هر طبقه‌ی بالایی نسبت به طبقه پایین‌تر از خود مساحت کمتری دارد.

 بر روی وجوه این هرم‌های بزرگ، پله‌هایی برای رسیدن به آخرین طبقه وجود دارد. در آخرین طبقه بعضی از زیگورات‌ها، ساختمان مکعب شکلی وجود داشته که احتمالا محل برگزاری نیایش بوده است. حدس و گمان‌های مختلفی در مورد فلسفه وجودی این معابد عظیم وجود دارد. رایج‌ترین تصور در مورد زیگورات آن است که این معابد در حقیقت پلکانی بزرگ برای رسیدن به خدا یا خدایان مورد پرستش مردمان آن شهر بوده‌اند.

 پله‌ای در ابعاد غیر قابل تصور که از یک‌سو انسان از آن بالا می‌رفته و از سوی دیگر خدا از آن پایین می‌آمده تا در آخرین طبقه و آنجایی که معبد قرار داشته انسان و خدا یکدیگر را ملاقات کنند. با این حال زیگورات محلی برای نیایش‌های عمومی ‌نبوده بلکه خانه‌ای برای خدایان بوده است و معمولا افرادی خاص مانند کاهن‌ها یا پادشاه می‌توانستند از آن صعود کنند. زیگورات‌ها ساختمان‌های توپر آجری و خشتی هستند و درون خالی نیستند بلکه هر طبقه تا پایین و روی زمین ادامه دارد.
 در شهرهای میان‌رودان، زیگورات بزرگترین و مشخص‌ترین ساختمان آن شهر بوده است. ارتفاع بعضی از این ساختمان‌ها به بیش از چهل متر نیز می‌رسیده است. معمولن این معابد در میان سایر معابد و ساختمان‌های مقدس دیگر ساخته می‌شدند و یک مجموعه به هم پیوسته را تشکیل می‌دادند.  حدسیات دیگری نیز در مورد زیگورات مطرح است. برخی بر این باورند که ساختن این کوه‌های عظیم خشتی در دشت‌های جنوبی ایران و منطقه میان رودهای دجله و فرات، که منطقه‌ای است بدون پستی و بلندی، یادآور کوه‌های سر به فلک کشیده فلات ایران است.
 شاید سازندگان زیگورات‌ها، دلتنگی و یا خاطره قومی‌ خود را از کوه‌های مقدس داخل فلات ایران که می‌توانسته خاستگاه و سرزمین اصلی آنان باشد، با ساختن این قله‌های بلند آجری نشان داده‌اند. هر چه که هست، زیگورات نشان دهنده محترم و مقدس بودن ارتفاع و بلندی در ذهن سازندگان آن است. نخستین نمونه‌های شناخته زیگورات را مربوط به پنج هزار سال پیش می‌دانند. یکی از قدیمی‌ترین زیگورات‌های کشف شده، زیگورات شهر "اور" (Ur) در عراق امروزی است.
 و حتما می‌دانید که شهر اور با توجه به روایات کتاب مقدس یا تورات، به احتمال، زادگاه حضرت ابراهیم بوده است. قدمت زیگورات شهر اور(Ur) را در حدود چهار هزار و صد سال برآورد می‌کنند. بابل، پیوند زمین و بهشت اما شاید یکی از مشهورترین زیگورات‌های تاریخ، همان برج بابل (Babylon) باشد. البته صد در صد مشخص نیست که برج افسانه‌ای بابل با زیگورات اِتمنانکی (Etemenanki) شهر بابل باستان که هم اکنون بخش‌هایی از آن باقی مانده، انطباق داشته باشد. کلمه اتمنانکی (Etemenanki) به معنای پیوند زمین با آسمان و یا بهشت است.
 همان طور که در افسانه‌ها آمده، برج بابل نیز به قصد رسیدن و دست یافتن به آسمانها و بهشت ساخته شد. از این معبد هفت طبقه، ویرانه‌های اندکی بر جای مانده است. در حدود سی زیگورات در منطقه میان‌رودان و فلات ایران شناسایی شده است. از این میان برخی را با قطعیت زیگورات می‌دانند و برخی دیگر را از روی متون ادبی، مذهبی و تاریخی بر جای مانده به حدس و گمان شناسایی می‌کنند. زیگورات‌های ایران از این میان، بین چهار تا پنج زیگورات در داخل ایران قرار دارد: زیگورات سیلک کاشان (Sialk)، زیگورات چغازنبیل (Chogha Zanbil)، و زیگورات‌های ده نو و جیرفت.
 قدمت گذاری زیگورات سیلک کاشان با اختلاف نظرهای فراوانی روبه‌روست. عده ای از باستان‌شناسان از جمله دکتر صادق ملک شهمیرزادی آن را مربوط به ۴۵٠٠ تا ۴٩٠٠ سال پیش می‌دانند و عده ای دیگر آن را حداکثر به هزاره اول پیش از میلاد نسبت می‌دهند. زیگورات چغازنبیل در خوزستان ایران، بزرگترین معبد برجای مانده از این‌گونه است. به تازگی در نزدیکی چغازنبیل، در محوطه‌های هفت تپه و ده نو، تپه‌های دیگری کشف شده‌اند که احتمال می‌رود زیگورات‌های دیگری باشند. معابد پلکانی شکلی که به آنها زیقورات یا زیگورات می‌گفتند، یکی از مهم‌ترین بناهای دوران باستان در میان‌رودان و فلات ایران بوده است که همچنان تلاش برای شناخت دقیق‌تر و تاثیرشان بر دوره‌های بعدی در جریان است.
چغازنبیل بزرگترین اثر معماری تمدن ایلامی
چُغازَنبیل نیایشگاهی است باستانی که در زمان ایلامیها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده است. چغازنبیل بخش به‌جا مانده از شهر دوراونتش است.
این سازه در ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو جای‌ گرفت.
چغازنبیل در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان جای ‌گرفته ‌است. این سازه در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه می‌باشد.
این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شده است.
مکان جغرافیایی زیگورات (معبد هرمی‌شکل چند طبقه) چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه می‌باشد. (در محور اصلی شوش به اهواز) بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده است.

«چغازنبیل» که نام باستانی این بنا بشمار می‌آید، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه چُغا (به معنای تپه در زبان لری) و زنبیل است که اشاره ای است به مکان معبد که سابقا تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند. این مکان نزد باستانشناسان به دور-اونتَش معروف است که به معنای دژِ اونتش است. اونتاش گال پادشاه عیلامی است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده است و مرتفع‌ترین بخش آن است.
 بلندی آغازین این بنا ۵۲ متر در قالب ۵ طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها دو طبقه و نیم از آن باقی مانده است. مسیر دستیابی به چغازنبیل از طریق جاده اهواز به شوش است اما مکان آن دقیقاً بین شوشتر و شوش و جنوب شهر دزفول در کناره رود دز قرار دارد و این خود حکایت از این دارد که در زمان ایجاد زیگورات شهرهای دزفول (روناش) و شوش و شوشتر هر سه وجود داشته‌اند. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش (حدود ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده است. و در حمله سپاه خونریز آشور بانیپال به همراه تمدن عیلامی‌ ویران گردید. قرنهای متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده است.
بناهای شهر از خشت و آجر ساخته شده‌اند و با وجود قدمت بسیار هنوز بخش زیادی از آنها بر جای مانده‌اند. در نمای بناهای موجود در محوطه چغازنبیل آجرهای كتیبه‌داری با خطوط میخی ایلامی ‌و اَكَدی به كار رفته‌اند. این آجرها روی بدنه‌های ذیقورات به فاصله هر ده رج تكرار ‌شده است. در این آجرها نام و نسب شاه سازنده بنا ذكر شده و در آن مشخص شده كه این بنا چگونه و به چه منظوری ساخته شده است. به این ترتیب هزاران آجر ساده و کتیبه‌دار بناهای شهر را تزیین می‌کرده‌اند. علاوه بر این از آجرهای لعابدار، ملات قیر طبیعی، اندودهای گچی و گل میخ‌های سفالین استفاده زیادی شده است.
درهای معابد و كاخ‌ها از چوب بوده كه با میله‌های شیشه‌یی تزیین می‌شده‌اند. طی حفاری‌های به عمل آمده قطعاتی از مجسمه‌های سفالین و لعابدار گاوهای نر که از دروازه‌های ورودی بنای ذیقورات محافظت می‌نمودند، به دست آمده‌اند. ظروف مختلف سفالی و سنگی، مهرهای استوانه‌یی، اشیای فلزی، پیکرک‌های سفالین و اشیای تزیینی از جمله دیگر آثار به دست آمده از این محوطه است.
 
چغازنبیل جزوه معدود بناهای ایرانی است که در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. ضمناً در بعضی از کتب تاریخی نام قدیمی ‌شوش، چغازنبیل نامیده شده است.

تمدن مایا


تمدن مایا ( عروس باران )

پشت سر عروس باران ، جادو گران در حالی که ماسک حیوانات مختلف را به چهره زده و پوست بدن خود را رنگ آمیزی کرده اند ، در حال پایکوبی و دست افشانی جلو می آیند...

قرنها پیش از پیداش مسحیت در اروپا، قبایل متمدنی در دره های حاصلخیز و جنگلهای سرسبز آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی می کردند که در کشاورزی ، معماری ، علوم ، ریاضی و ستاره شناسی به پیشرفتهای زیادی رسیده بودند . از جمله این قبایل میتوان " مایا ، اینکا ، آزتک و تولتکس " را نام برد .
قبیله " مایا " ، خورشید را به خدایی برگزیده بودند و آن را پرستش می کردند ، به همین جهت خود را  "فرزندان خورشید " می نامیدند . انان خدایان دیگری نیز داشتند ، از جمله خدای باران ، خدای جنگل و ...
" مایا " ها حدود سالهای نخستین پیدایش مسیحیت در اروپا ، شروع به ساختن شهری بزرگ با ساختمانها و معبدهای عظیم کردند و زندگی خود را با جشنها و مراسم با شکوه رونق بخشیدند . آنها در این جشنها ، ماسک حیوانات به چهره می زدند و با خواندن سرود و زدن طبل ، به پایکوبی
می پرداختند  تا خدایان کوچک و بزرگ خود را ستایش کنند .
به درستی معلوم نیست چه شد و چه پیش امد که مایا ها دل از ان همه نعمت ، رفاه و زندگی آسوده بر کندند و دست به یک مهاجرت گروهی و ناگهانی به سوی جنگاهای شمال زدند . دلیل این مهاجرت مرموز ، شاید شیوع نوعی بیماری مرگبار مثلا طاعون یا وقوع تغییرات ناگهانی آب وهوا ، و شاید هم بروز قحطی و خشکسالی بوده است . به هر روی ، دلیل واقعی این مهاجرت مرموز و ناگهانی هنوز معلوم نیست و شاید هم هرگز روشن نشود . . " مایا " با این مهاجرت ، سالها در جنگلها و کوهها  ودره ها سرگردان بودند . هر گروه به سویی و هر دسته در جهتی پیش می رفت . بر اساس مدارک و شواهد تاریخی ، بزرگترین گروه مهاجر از قوم مایا ، در محلی که امروز یوکاتان نامیده می شود ، سکونت گزیدند و شهر شگفت انگیز چی چن ایتزا را به وجود آوردند . زیبایی و شوکت این شهر به قدری خیره کننده بود که حسادت و کینه دیگر قبایل را برانگیخت . سرانجام در سال 1200 میلادی ، این شهر درگیر جنگ خونین با اقوام وحشی شد و چون اهالی آن از عهده دفاع از خود برنیامدند ، یک بار دیگر همچون اجداد خود خانه و زندگی خود را بر جای گذاشتند و رفتند . بدین سان ، چی چن ایتزا به غارت رفت و خانه ها ومعبدها ، ستونها  و مجسمه های ان شهر خالی از سکنه ، در اعماق جنگل از نظر ناپدید شد .


 

 

از این ماجرای غم انگیز ، 350 سال گذشت . در سال 1541 جهانگشایان اسپانیایی به امریکای جنوبی و مرکزی یورش بردند و شهر یو کاتان به چنگ انها افتاد . این زمان ، دیگر هیچ نام و نشانی از شهر چی چن ایتزا نمانده بود ، مگر قصه هایی بر زبان سالمندان بومی .
سربازان مهاجم اسپانیایی را کشیشی به نام دیه گو دولاندا همراهی می کرد . او به هر سرزمینی که قدم می نهاد ، به یادداشت برداری از آداب و رسوم مذهبی مردم ان منطقه می پرداخت . او در بازگشت به اسپانیا نتیجه تحقیقات خود را به صورت کتابی تنظیم کرد و به کتابخانه مرکزی سپرد ، به این امید که مورد توجه دانشمندان و باستانشناسان قرار گیرد . اما این کتاب جالب تا سیصد سال بعد هم خواننده ای نیافت ، زیرا کمتر کسی حاضر بود مطالب عجیب آن را درباره خدایان سرخپوستان امریکای جنوبی و آداب و سنن مربوط به آنها را بپذیرد و باور کند . باستانشناسان بزرگ جهان نیز در اواخر قرن نوزدهم  و اوایل قرن بیستم ، بیشتر به فکر کشف آثار تمدنهایی از یونان ، روم و مصر بودند و توجهی به اعماق جنگلهای آمریکای جنوبی نداشتند .

اما سرانجام یک نفر پیدا شد که کتاب کشیش دیه گودولاندا را بخواند و اطمینان پیدا کند که مطالب آن حقایقی از گذشته های دور است . او ، یک جوان آمریکایی به نام " ادوارد تامسون " بود که شیفته ماجراهای نوشته شده در آن کتاب شد و با خود عهد بست که روزی به کشور مکزیک و شهر یوکاتان برود و تمدن مایا را کشف کند ! مهمترین قدم در این راه ، یافتن آثار و بقایای شهر چی چن ایتزا در قلب جنگلهای مکزیک بود .
تامسون از خود پرسید : " چی چن ایتزا " چیست ؟
این کلمه بسیار قدیمی در زبان سرخپوستان مایا بود . تامسون سرانجام کشف کرد که  " ایتزا " لقب فرمانروایان قوم مایا بوده و چی چن به معنای " دهانه چاه " است . او نتیجه گرفت که در شهر چی چن ایتزا چاههایی بوده که در زندگی ساکنان شهر اهمیت بسیار داشته است ،آن قدر که مراقبت از ان چاهها به فرمانروایان و حکمرانان سپرده می شده است .
دیه گو دو لاندا نیز در کتاب خود به وجود این چاهها اشاره کرده  واز گودال عمیقی نام برده بود که در اعتقاد مردم مایا به " خدای باران " تعلق داشت  و آن را " چاه قربانی می نامیدند " . به نوشته او ، مردم  مایا خدای باران را " یوم چاک " می گفتند و معتقد بودند که یوم چاک در اعماق آن گودال عمیق و در لابه لای آن آبهای سرد و زلال ان زندگی می کند . او اگر چه اژدهایی بود به شکل یک مار بزرگ که بدنی پوشیده از پر اشت ، اما به قدری نازک طبع و لطیف بود که اگر غمگین می شد ، قحطی به بار می آورد و مزرعه های ذرت را ، که غذای اصلی قوم مایا بود ، از بی آبی خشک و نابود می کرد ! .
رضایت خاطر یوم چاک زمانی فراهم می شد که پیروانش هدایایی برای او به درون چاه می ریختند . کاهنان معبد بزرگ می گفتند که بهترین هدیه برای یوم چاک ، قربانی کردن دوشیزه ای از میان دختران قوم و افکندن او به عنوان عروس باران به " چاه قربانی " بود .
اما نگاهی به مراسم عروس باران
 ماههاست که قطره ای باران از آسمان فرو نریخته و مزارع ذرت در حال نابودی است ، زمین تشنه و خشک است . دعاهای مردم به نتیجه نمی رسد . کاهنان معبد بزرگ می گویند که خدای باران - یوم چاک - از انها راضی نیست . باید هدیه ای تقدیم او کنند تا شادمان شود و ابرها را فرمان دهد از هر سو بیایند و ببارند !

 

 

به دعوت کاهن بزرگ ، گروه گروه مردم، شبانه از هر سو به چی چن ایتزا می آیند و با هدایایی خود پیرامون معبد بزرگ حلقه می زنند . با بر آمدن افتاب ، مراسم آغاز می شود . کاهنان در یک صف ، در حال خواندن ورد و دعا از پله های معبد بزرگ پائین می ایند . طبلها در دو سوی جاده سنگفرشی که به چاه قربانی ختم می شود ، به ترتیبی خاص می نوازند و مردم آوازی بر لب دارند . پشت سر صف کاهنان ، دویزه ای آراسته با پارچه هایی زیبا و جواهرات گرانبها روی تخت روانی که بر دوش مردان قوی هیکل قبیله قرار دارد ، دراز کشیده است و با چهره ای رنگ پریده و چشمانی لبریز از اشک ، به عاقبت شوم و هولناک خود می اندیشد . او ، عروس باران و هدیه مردم به یوم چاک است که به زودی باید در چاه قربانی سرنگون شود !
پشت سر عروس باران ، جادو گران در حالی که ماسک حیوانات مختلف را به چهره زده و پوست بدن خود را رنگ آمیزی کرده اند ، در حال پایکوبی و دست افشانی جلو می ایند .
در صف بعد بزرگان قوم با لباسهای با شکوه و گردنبند های درخشان قدم بر می دارند و در پی آنها ، غلامان با ظرف های پر از هدیه حرکت می کنند . این هدیه ها ، جهیزیه عروس باران است که همراه او به درون چاه قربانی ریخته خواهد شد .
دیری نمی گذرد که این کروان بزرگ و پر سر و صدا به نزدیکی چاه می رسد . به اشاره کاهن بزرگ ، طبلها از نواختن با ز می مانند . مردمی که سرود می خواندند و دعا می کردند ، ساکت می شوند . غلامان ، با ظرفهای هدیه پیش می ایند  و انها را به درون چاه می افکنند . اکنون، نوبت عروس باران است . تخت روان به اهستگی پیش می اید  و از روی دوش مردان بر روی زمین قرار می گیرد . عروس باران از وحشت نیم خیز می شود . دو مرد قوی هیکل ، بازوان او را از دو طرف می گیرند و بلند می کنند . از شدت وحشت د ر پاهای دوشیزه نگون بخت نیرویی برای راه رفتن نیست . او را تقریبا کشان کشان به لبه چاه می اورند و دریک آن ، همچون پر کاه به فضای مقابل پرتاب می کنند . عروس باران جیغ جگر خراشی از دل بر می آورد و لحظه ای بعد به میان ابهای سرد می افتد و پس از آن که چند غوطه می خورد ، از نظرها ناپدید می شود . در این حال ، فریاد خوشحالی و رضایت از مردم بلند
می شود و مراسم به پایان می رسد . "
این داستان هولناک را که دیه گو در کتاب خود از مراسم مایا ها نوشته بود کسی به آن صورت باور نکرد ، اما تامسون پذیرفت که این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده و براستی قوم مایا روزگاری چنین آداب ورسومی داشته است .

قلعه ای ناشناخته در جنوب کشور

قلعه ای 
ناشناخته در جنوب کشور+گزارش تصویری

"قلعه نصوری" در شهر بندر کنگان (از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگان) قرار دارد...

 

 


 
 
 
 
 
 
 
 
 






"قلعه نصوری" در شهر بندر کنگان (از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگان) قرار دارد...
قلعه شیخ نصوری
"قلعه نصوری" در شهر بندر کنگان (از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگان) قرار دارد.
شهر كنگان در 250 كیلومتری جنوب شیراز و 220 كیلومتری جنوب‌خاوری بوشهر در منطقه كوهستانی نار و كنگان قرار گرفته است. کنگان از تابستان‌های گرم و زمستان‌های ملایم برخوردار بوده و کم‌ترین و بیش‌ترین درجه حرارت آن صفر و 52 درجه سانتی‌گراد می‌باشد.
قلعه نصوری كه به «قلعه شیخ» نیز مشهور است، متعلق به اوایل دوره قاجاریه است. ساخت قلعه به امر شیخ جبار نصوری در سال 1224ه.ق. انجام یافته و معمار آن علی اضعر شیرازی بوده ‌است. مصالح به کاررفته در این قلعه نیز سنگ‌های بزرگ و ملاط آن گل و گچ می‌باشد.
این قلعه داری گچ‌بری‌های زیبایی بوده که هجده تابلو بسیار زیبا از مجالس شاهنامه فردوسی در ایوان باختری آن نقش بسته است.
در ورودی قلعه از جنوب است که دارای در بزرگ چوبی با گل‌میخ و کنده‌کاری است. بعد از ورودی اصلی یک هشتی بزرگ وجود دارد که دارای هشت طاقچه ساده ‌است. زمانی که از هشتی وارد حیاط بیرونی می‌شوید، در جبهه شمالی آن یک ردیف پلکان به طبقه دوم منتهی می‌شود و یک درب چوبی ساده، آن را به اندرونی وصل می‌کند.
در جبهه باختری نیز یک پلکان به طبقه دوم می‌رود. در این طبقه یک ایوان با ستون‌های سنگی و گچبری‌های جالب وجود دارد.
این ایوان از طرف پنچ در چوبی، به اتاقی راه می‌یابد که در باختر آن قرار دارد. در این اتاق یک گچ بری با تزیینات گل و بوته وجود دارد که فاقد هرگونه تزیین است.
این بنا دارای بادگیری همانند بادگیرهای ساختمان‌های ساحلی خلیج فارس است و ویژگی معماری ساختمان‌های قاجاریه را دارد. این قلعه دارای ایوان ستون‌داری در طبقه دوم می‌باشد كه تزیینات گچ بری مربوط به همین قسمت است، هم‌چنین سبک کار و تراش آن‌ها شبیه ستون‌های بازار وکیل شیراز می‌باشد.
گچ بری‌ها شامل شاخ و برگ گل و بوته، فرشتگان و پرندگانی است که بر رونق وزیبایی قلعه افزوده ‌است. سنگ‌ها و گچ‌های موجود در حیاط قلعه نیز، نشان از مرمت و بازسازی دوباره قلعه را می‌دهد.
قابل ذكر است كه خاندان نصوری تا سال 1356 ه.ش. در این قلعه سکونت داشته‌اند

دلایل ساخت باغ های معلق بابل



دلایل ساخت  باغ های معلق بابل

کلمه معلق که برای این باغها استفاده می‌شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند بلکه...
 
باغ‌های معلق بابل یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. این آثار در نوشته‌های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده‌است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته‌های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده‌است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی‌های موجود در آن نواحی روش‌های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده‌است آورده شده‌است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده‌است ساخته شده‌اند. آمیتیس دختر ایختو ویگو(اژی دهاک) و نوهٔ هوخشتره(پادشاه ماد) با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می‌امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه‌ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد کلمه معلق که برای این باغها استفاده می‌شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه‌ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده‌است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می‌نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده‌اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه‌های این ستون‌ها شده‌است.
 
 

منطقه ای که امروزه با منابع فراوان نفت و گازش تحت عنوان خاورمیانه می شناسیم و در عین حال قدیمی ترین تمدنهای مشرق زمین،ایران و بین النهرین نیز در آن قرار دارند ، کهن ترین نمونه ها از کاربردهای نفت و گاز در روزگار باستان را به نمایش می گذارند و با وجود این شواهد و مستندات دیگر نمی توان تاریخ نفت در این منطقه را محدود به دوران معاصر و یکصد ساله اخیر نمود...
 

هر چند ظاهرا آشنایی جهانیان با نفت و گاز و مشتقات نفتی با آغاز قرون جدید و حفاری های صنعتی یکصد ساله اخیر  صورت پذیرفته اما شواهد فراوان باستانی در اختیار داریم که خصوصا در منطقه ایران و بین النهرین (عراق کنونی )مردمان با نفت و گاز و مشتقات نفتی آشنایی داشته اند و معماری باغ های معلق بابل که بعنوان یکی از عجایب هفتگانه دنیای قدیم محسوب می شده اند ، یکی از جلوه های این آشنایی و کاربرد های مشتقات نفتی در معماری روزگار باستان محسوب می شوند.
 
 


بین النهرین و بابل
بین النهرین  و بابل بعنوان یکی از مهمترین شهرهای آن در روزگار باستان ، در میان دو رود دجله و فرات در سرزمین عراق فعلی واقع بود .این منطقه در ابعاد مختلف تمدنی ، فرهنگی و سیاسی و ساختار معماری و ساختمان سازی اش  ویژگی های منحصر بفردخود را داشت .از این میان باید به بابل اشاره کنیم که  در عهد عتیق  نیز  از آن با همین نام یاد شده است .این شهر  به استناد کشفیات باستان شناسی ،  نخستین شهر جهانی تاریخ بشریت محسوب می شود و قبل از هر چیز به خاطر ویژگی های خاص معماری خود مورد توجه است هرودت که یک قرن و نیم پس از روزگار رونق بابل از آن دیدن کرده در توصیف آن می نویسد :
... بر جلگه پهناوری قرار دارد و بر گرد آن بارویی به طول تقریبی نود کیلومتر کشیده شده .نهر فرات که نخلستانهایی دو کرانه آن را پوشانیده بود از میان شهر می گذشت .مسافری که به این شهر نزدیک می شد چنان می دید که بر بالای کوهی از ساختمان برج بزرگ مدرج –زیگورات – هفت طبقه ای قرار دارد که نوک آن دویست متر از سطح   زمین بلندتر است .در بابل سه اثر معماری بیش از همه  برجسته بوده اند : برج بابل/حصار بابل و مهمتر ازاین دو ،  باغهای معلق بابل
 
 


دلایل ساخت  باغ های معلق بابل
منابع به ما می گویند  زمانی که باغهای معلق به وجود آمد ، بابلی ها تاریخی به قدمت تقریبا"سه هزار سال را پشت سر گذاشته بودند .  بابل ، نخست مسکن سومریها بود(قومی که حدود سه هزار  سال پیش از میلاد در بین النهرین می زیستند)، سپس توسط مهاجران اکدی، که حدود دو هزار و ششصد  سال قبل از میلاد به بابل آمدند ، اشغال و تسخیر شد و پانصد  سال پس از آن توسط اقوامی که از شمال بین النهرین به آنجا آمدند ،تحت سلطه قرار گرفت و مأوا و مسکن آنها شد.پس از یک دورانِ کوتاه شکوفایی تحت سلطنت شاه حمورابی (1728 تا 1686 پیش از میلاد)، هیتی  ها و سپس  کاسی ها بر بابل تسلط یافتند و سر انجام به تصرف آشوریها در آمد.در سال 626 پیش از میلاد ، نبوپولاسار ، یکی از شاهزادگان اقوام کلدانی که در جنوب بابل زندگی میکردند ، بابل را از زیر حکم آشوریان بیرون آورد و در آن سلسله مستقلی را تاسیس کرد
بوپولاسار در رونق بابل بسیار کوشید .او با اتحاد با هوخشتر پادشاه ماد توانست نینوا را محاصره و فتح نماید و پس از آن نیز این اتحاد قطع نشد بلکه با ازدواج سیاسی دختر پادشاه ماد با ولیعهد بابل این اتحاد محکم تر گردید. هنگامی که  در سال 605 پیش از میلاد نبو پولاسار  در گذشت ، ولیعهد  او « بختنصر  » که داماد پادشاه ماد نیز بود  بر تخت نشست.او  کشور خود را با جنگ های بی شمار ، تبدیل به قدرت جهانی زمانِ خود کرد و همزمان پایتخت کشورش «بابل » را تبدیل به بزرگترین ، جدید ترین و پرشکوهترین شهر جهان در آن روزگار کرد.
بختنصر علاوه بر کشورگشایی بابل را بزرگترین و با شکوه ترین پایتخت جهان قدیم ساخت و معماری شهر را که پدرش پی ریزی کرده بود تکمیل نمود.
باغهای معلق بابل نیز  که بعنوان سومین ویژگی خاص و معرفه ی  بابل از آن یاد کردیم و  یونانیان آنرا دومین اثر از عجایب هفتگانه دنیای قدیم می دانستند ، در دوران حکمرانی همین  پادشاه به وجود آمد.
این بنا احتمالاً هدیه ای از طرف بختنصر به همسر ایرانی اش   امی تیس  دختر سابق الذکر پادشاه ماد بود .
بنا بر گزارشهای تاریخی موجود ، بخت النصر دستور داد باغهای معلق را بسازند تا غیبتهای طولانی خود را نزد ملکه جبران کند ، و همچنین برای همسرش در جلگه ی یکنواخت فرات ، خاطره ی کوچکی از کوهستانهای پوشیده از جنگل وطنش ایران را فراهم آورد . باغ های معلق بابل تا زمان اسکندر نیز هنوز وجود داشته، اما پس از آن دیگر نشانی از باغ ها نبود. طغیان فرات در روزگار باستان بابل و باغ های آن را برای مدتهای طولانی زیر رسوبات آبرفتی قرار داد و اطلاعات پیرامون بابل و باغ های معلق آن تا قرن ها تنها  محدود به گزارشات یونانیان  و روایات  افسانه ای محلی بود  تا اینکه حفاری های باستانشناسی در عراق آغاز شد.

آزربایجان در گذر تاریخ

آثار کشف شده در جای جای آزربایجان نشان می دهد که قدمت بسیار بالایی در این خطه وجود داشته که 3700 سال پیش از این مردم این دیار توانسته اند جام زرین تپه حسنلو را بسازند. مردم به آنچنان درجه ای از تمدن رسیده بودند که 1700 سال پیش از میلاد مسیح انواع سفالهایی که امروزه از آزربایجان کشف شده و در موزه های مختلف دنیا در معرض تماشای جهانیان قرار دارند را به دستان هنرمند خود بیافرینند.

hasanlo-0706-mm4.jpg